tanha

Tuesday, August 05, 2008

قرآنم را بازگذاشته ام و رفته ام. توی تمام کلماتش دلم می خواهد یک قطره اشک بگذارم. خوبیش این است که خودم هم نمی دانم چرا بغض دارم. دیشب خواب می دیدم گریه می کنم و به کسی می گویم تو نرنج، دل نازک شده ام این روزها. زود گریه ام می گیرد
.قرآنم باز مانده. بی آن که من بروم و تویش گریه کنم. نه، تقصیر تو نیست، تو حرف گریه داری نمی زنی، من دل نازک شده ام
posted by baharnarenj at 14:46

2 Comments:

جالبه..امروز غروب همش به قرآن فكر مي كردم..دلم خواست حرفي باشه ازش..از من يا كسي ، حرفي باشه فقط..حرفي از كسي از خودمون

:)

10:49 PM  

inja k up mishe khosh hal misham!

1:31 AM  

Post a Comment

<< Home