tanha

Friday, November 30, 2007

واااا تو هم! ! ! !

یکی از مسخره ترین کارایی که میکنن این تیپ آدما اینه که به انجام دادن کارای خز و خیل مثل گناهی نابخشودنی نگاه میکنن

این در حالی صورت میگیره که گناه رو هم در ادیان مختلف میگن مثل اشتباه کودک - و متعاقبا سرزنش پدر - نبینید و دید عارفانه یا شبیه به بودیسم داشته باشید که هر گناه رو یک قدم دور شدن از پاک شدن میدونن

ببخشید همینطوری ول شدم تو ضفحه :دی
مربوط به اینجا میشه موضوع
posted by Amirferrari at 12:57 1 comments

Friday, November 23, 2007

یه روز ، یه شب ، یه ماه ، یه سال...


چن وقتی بود که میخواستم بنویسم اینو یه جایی
دقیقا با یه کلمه به ذهنم رسید پستم

چند ساعت اقامت در طول سفر گاهی لازمه
ولی طولانی شدنش سفر رو به هم میزنه
از صریح و بدون پوشش نوشتن خوشم نمیاد ولی اینبار بزار بنویسم

تو زندگی هر کدوم ما نقاطی هست که می ایستیم و به قبل و بعدمون فکر میکنیم ، زمان بیشتری رو هم صرف حال میکنیم البته
ولی گاهی ما تو زمان حال گم میشیم ، البته زمان میگذره ولی ما تو اون لحظه جا موندیم
چه بسا کمی هم برگشیم به عقب

تا اینجاش هم گاهی پیش میاد
ولی برای کسی که توی 4 روز تا 2 هفته اول نتونه خودش رو از این باتلاق بیرون بکشه متاسفم
فرقی با مرگ نمیکنه

اینجا یه مطلب قشنگی جا داره گفته بشه
عشق میتونه برای انسان یه محرک اساسی باشه
ولی میتونه دقیقن نقش یه ترمز رو ایفا کنه

یادمه روز اولی که زمینه های ابتدایی عشق تو دلم شکل میگرفت راجع به همین چقدر بحث کردیم ... همین جمع بودیم :دی

میدونی تو هر رابطه ای باید اول بهش برسی ، یه مدت نسبتن طولانی ، بعد ازش انتظار میوه دادن داشته باشی
ما معمولن تو رابطه هامون غرق همون دقایق و ساعت های اولیه میشیم و مثل باتلاق میریم پایین
انتظار حال کردن داریم
واقعن چقدر برای روابطمون وقت میذاریم؟

حالا تصور کن از چند جهت و برای اولین بار ترمز های شخصیتی مختلف بهت حمله کنن
و تو هم جوون باشی و کلن همه چیز تجربه اولت - به معنای واقعی - باشه
مطمئن باش از بین میری
چنان استپی میکنی که تو تاریخ ثبت بشه

و تنها یه جادو ، یه ورد مقدس ، یه موجود متا فیزیکی میتونه نجاتت بده
اسمش عشقه
اینجا روی دیگرش رو نشون میده
یک لحظه احساس از دست دادن
یک ترس عمیق
یه ضربان شدید قلبت
وچشمانی باز شده ، خیره به جهان نامتناهی روبرو
.


.


.


.


طوری که سعید میترسه ازت


و یک شبه ره یک سال عقب موندگی رو می پیمایی


انرژی داری که در یک سال دو سال رو بری ولی اون یک شب فکر کردن از کفت رفته


چون اشتباه تاوان داره

posted by Amirferrari at 03:19 1 comments

Friday, November 16, 2007

:)
این هم سهم من
بیاین علیرضا رو اخراج کنیم ..هوم؟
posted by W. at 00:38 1 comments

Saturday, November 10, 2007

Renew !!

اصلن میدونی چیه؟
من قبول دارم کم کار بودم و تن ها رو تنها گذاشتم...ء
حالا میگم بیاین و یکم چرت و پرت بپراکنین مث من
اینجا خودمونیم و میخوایم حرف بزنیم
در ضمن اگر ایرادی نداره به نظر اعضای فعال!!! تعدادی عضو جدید هم بیاریم که یکم فعالتر شه اینجا... ء
با اجازه اعضا من قالبش رو عوض کردم
هی!!!ء
دو ساعته داری عاقل اندر صفیح نگا میکنی هیچی نمیگما!!!ء
هفته ای پنج الی ده دقیقه اگه و خ داشتین و نیومدین اینجا ....مدیونین ! ها ؟ نه !... این همه پست خوب رو دلیت میکنم ، بیاین آدم باشیم
:D
posted by Amirferrari at 06:17 4 comments